قالب پرشین بلاگ


مجله ی ادبی وحید اوراز
فرهنگی - ادبی - هنری
لینک دوستان
خبرهای خوشی در راه است

[ سه شنبه سی و یکم تیر 1393 ] [ 9:35 قبل از ظهر ] [ وحیداوراز ]

دمیدن روح امید بر کالبد -نقده-

-نقده- در مسیر پیشرفت های بزرگ و جهشی قرار دارد و برای این منظور -وحدت مسولین- امر بسیار مهمی محسوب می گردد. وقتی بحث -وحدت مسولین- مطرح می شود در کنار آن نیز -همراهی مردم- تداعی می گردد. در واقع  این موضوعات مفاهیم ارزشمندی چون همدلی،دوستی،اعتماد عمومی و وفاق اجتماعی در جامعه نقده و عملکرد مسولان را به میان می آورد. وحدتی که دیروز با بی تدبیری حاشیه پردازی شیخ الرئیس ادارات از یک سو و هیزم به آتش ریختن برخی ها از دیگر سو توانست یک شبه بر باد رفته و یک سال و اندی نقده در جا زده و از قافله پیشرفت عقب افتد. وحدتی که در طول زمان و با انجام یکسری کارکردها و رفتارها و شکل گیری باورها در جامعه نهادینه گشته بود و مسولین توانسته بودند با انجام یکسری کارهای هر چند کوچک در رسانیدن نقده در شان شهروندانش موفق عمل کنند.

-آب از کوههای مختلف سرچشمه می گیرد، مسیرهای متفاوتی را می پیماید اما در نهایت این بستر رود است که به تمام جویبارهای کوچک و بزرگ جاری در کوهستان یگانگی می بخشد و آنها را در یک هدف برای حرکت به سوی دریا یگانه می سازد. وحدت از آن دست که این روزها در میان مسولان و مدیران شهرستان نقده در حال وقوع است،حکایتی است شبیه همین قضیه رود و جویبارهای گونه گون.-

چند صباحی است زمزمه هایی درباره ی برون رفت از وضعیت کنونی شهرستان نقده در میان مسولان در محافل سیاسی و فرهنگی و رسانه ای شهر به گوش می رسد،زمزمه هایی خوش آیند که باعث گردیده مسولان و مدیران دولتی این شهر را با دغدغه ای یکسان گرد هم آورد. بطوریکه شهردارش جلساتی را با نخبگان و هنرمندان و اهل قلم در بُعد فرهنگ تشکیل دهد و درباره راهکارهایی که شهر را از وضعیت کنونی و ایستایی بیرون برد به شور نشیند و نماینده مجلس اش مدیران ارشد استانی و کشوری و معاونان وزیر کشور را به همایش یکروزه فراخواند و بن بست ها را نشانه گذاری کند.فرماندار تازه جلوسش نیز با اعتدال، همه را به دور خود فراخواند و راهکار بخواهد. ائمه محترم جمعه نیز در سخنرانی هایشان به عقب ماندگی شهر بپردازند و مسولان را در نواختن سوت قطار توسعه برای نقده به چالش بکشند.

اینها همه نشانی است از دمیدن روح امید بر کالبد شهر. شهری که در ایستایی و بن بست قرار گرفته و چرخ های پیشرفت اش شکاف برداشته بود. شکافی که از سوی برخی -مسولان ناکاربلد- و -عاملان فصل- رقم می خورد و با حذف افراد لایق و کاربلد از بدنه جامعه و به پستو راندن کارهای آنها کم کم داشت شهر را به موریانه خورده کاغذی تبدیل می کرد که نه تنها روح شهروندان را به سمباده می کشید بلکه هموطنان شهرهای همجوار را هم  آزرده می ساخت.

اما امروز با روی کار آمدن برخی مدیران اصلی و ورود آنها به چرخه تصمیم گیری و استفاده از افکار نخبگان ، شهر آرام آرام به شهرستانی تبدیل می شود که بارقه ی امید در دل شهروندانش دمیده می شود. امروز همه زمینه های موفقیت و پیشرفت در شهرستان نقده وجود دارد. وجود زیرساخت ها و نیروهای کارآمد از مزایای برتر این شهرستان نسبت به شهرهای همجوار است. حال که مردم مطالبه ی همراهی بیشتر مسولین را دارند،وقت آن رسیده که مسولین نیز دست در دست مردم نهند و بیش از پیش خدمتگذار آنها باشند. وقت آن رسیده مسولان راه را بر هر عنصر مخرب مدیریتی و اقتصادی ببندند. وقت آن رسیده است تا از این فرصت های بی شمار استفاده کنند و خود را مجهز به حرکتی نو تحولی شگرف نمایند.  امید است این وحدت و همدلی تا ابد بر این شهر سایه افکند و مسولان و مردمان در کنار هم با همفکری و همیاری شهری بسازند برای نسل آینده، نسلی که فردا در پیشگاهشان شرمنده و سرافکنده نباشیم.

[ چهارشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1393 ] [ 9:18 قبل از ظهر ] [ وحیداوراز ]

نقده سخن می گوید؛

آقای فرماندار سلام

یک ماه از معارفه، از روی کارآمدن و فرماندار شدن شما در این شهر گذشت، شمایی که نماینده دولت و منتخب استاندار هستید، استانداری که مدیریت منطقه تحت امر خود در حوزه های اقتصادی، سیاسی،اجتماعی و فرهنگی را بر عهده دارد و بدون هماهنگی با او کمتر فعل و انفعالی در حوزه های کلان و راهبردی استان  جامه عمل می پوشد. حال شما بعنوان مجری عوامل و سیاست های دولت بالاترین مقام در این شهر هستید، شهری که بی شک با سابقه درخشان و تاریخی چندین هزار ساله آن آشنا هستید و مطالعه نموده اید و نیک می دانید "نقده" بعنوان شهری با ویژگی های جغرافیایی خاص است، شهری که متاسفانه در چند سال گذشته جایگاه و  موقعیت اقتصادی خود را به دلایلی از دست داده، دلایلی که می توان از یک طرف به ورود افراد ضعیف، کم توان و کم تجربه در سمت های مختلف به بدنه مدیران در چند سال گذشته اشاره نمود که باعث شده اند با تصمیم سازی های مدیریتی ، "نقده" به جایگاه اصلی و واقعی خود نرسد.

همچنین وجود بعضی انسانهای ضعیف النفس ، تنگ نظر و کوته فکر باعث شده بود که نیروهای توانمند و مدیران شایسته امکان فعالیت بیشتر برایشان محیا نباشد.

آقای فرماندار امروز "نقده" تشنه است ، تشنه مدیریت و تشنه پیشرفت و توسعه، اگر" نقده" مدیران توانا، دانا و دلسوز داشته باشد ، مشکلات آن نیز به سادگی حل خواهد گشت. یکی از افرادی که می تواند نقش اساسی، راهبردی و هدایت کننده در اجرایی کردن و عملیاتی نمودن پروژه های اعتلای "نقده" را داشته باشد، خود شمایید.

آقای فرماندار مردم شهر" نقده"، نقش فرماندار در جهت اعتلای سربلندی و سرافرازی شهرستان را پررنگ می دانند و این را نیز می دانند که فرماندار می تواند" نقده" را به جایگاه واقعی و استراتژیک خود برگرداند.

با این اوصاف بی دلیل نخواهد بود اگر وظیفه و مسئولیت شما را بسی سنگین و سترگ بدانیم و از شما انتظار داشته باشیم هم منافع شهر و منطقه را تامین نمایید و هم اینکه قطار نقده را بر ریل پیشرفت وتوسعه بازگردایند. پیشرفت و توسعه ای که دغدغه ی اولیه ائمه جمعه این شهر است که در مراسم معارفه تان نیز بدان ها از سوی حاج آقا حیدری زاد و همچنین ماموستا سرخابی اشاره شد. دغدغه ای که مردم لمس کرده اند و مسولان اشاره کرده اند. و حال" نقده" فرمانداری می خواهد که مرد کار و تلاش باشد تا دست او را بگیرند. چرا که مردم شهر" نقده" معیارهای یک فرماندار را سالهاست چنین تعریف کرده اند:

"1-یک فرماندار موفق علاوه بر تعهد ،تخصص و تجربه باید نسبت به مسائل منطقه خود نگاه کلان و توانایی طراحی و استراتژیک داشته باشد. در جهان امروزی مدیری می تواند موفق بشود که بتواند برای حل مشکلات ارائه راهکار و طریق بدهد یعنی خودش از صاحب نظران و اصحاب اندیشه باشد . او باید بتواند جهانی فکر کند و محلی عمل کند.

۲- فرماندار باید به خرد جمعی و مشورت درون سازمانی و برون سازمانی اعتقاد و اعتماد داشته باشد. در همه موضوعات اقتصادی ،فرهنگی،اجتماعی،مذهبی و سیاسی نظر کارشناسان و صاحب نظران را مد نظر داشته باشد با تشکیل اتاق فکر امکان حضور حکیمانه افراد را برای ورود به سیستم مدیریتی فراهم کند تا ضمن بهره گیری از ظرفیت های فکری و اندیشه های آنان ،امکان شناسایی مدیران آینده فراهم گردد مدیرانی که نه تنها در سطح شهرستان و استان بلکه در سطح مدیریت کشوری بتوانند بدرخشند.

۳- فرماندار باید قدرت جذب، ایجاد انگیزه ،تعامل و گفتمان با قشر جوان و تحصیلکرده را داشته باشد بدون شک جوانان امروز نسبت به جوانان گذشته به مراتب نه تنها از لحاظ علم و دانش و تخصص بلکه از لحاظ آشنایی با مسائل جدید جهانی و منطقه ای جلوتر می باشند اصولا جوانان به لحاظ داشتن روحیه آزادی خواهی و عدالت محوری ، گفتمانشان فرد ، شخص و حزب نیست بلکه بیشتر به منافع کل می اندیشند که تعامل با این گروه می تواند منشا خیرات و برکات فراوانی باشد.

۴- فرماندار برای انتخاب معاونان ،بخشداران ،همکاران و سایر مدیران شهر باید تکیه اش به تجربه ، توان و تخصص افراد بیشتر از دیدگاه سیاسیشان باشد . چرا که به هر حال بعضی ازکسانی که به بدنه دولت تدبیر و امید منتصب می باشند شاید توان مدیریتی چندانی نداشته باشند. فرماندار همچنین باید از انتخاب افرادیکه در زمان مسئولیتشان هیچ رویکرد یا دستاوردی برای سیستم خود نداشته اند پرهیز کند البته بعضی از مدیران تمایل دارند از کسانی استفاده کنند که نقش لودر را برای آنها ایفا کند نه نقش لیدر را. همان چیزی که احمدی نژاد در دستور کار خود قرار داده بود او نیروهایی را می خواست که بیشتر تابع تصمیمات او باشند و حرف او را گوش کنند.

۵- فرماندار باید علاوه بر دافعه حداقلی، جاذبه حداکثری نیز داشته باشد. او باید ظاهری پسندیده ، چهره ای متبسم و نگاهی نفوذ پذیر داشته باشد. ازقدرت بیان ، خطابه،سخنوری و سخنرانی منطقی بهره مند باشد. خشوع و فروتنی ، صبر و تحمل دربرابر صحبت های مردم وحتی مخالفان رامد نظرداشته باشد. از انتقادات سازنده و راهگشا بخصوص از اصحاب رسانه و مطبوعات استقبال نماید. و اینان را بعنوان رکن چهارم دموکراسی در کنار خود بپذیرد و از نظرات و پیشنهادات ایشان که همان نظرات، پیشنهادات و دیدگا ههای مردم است کمال استفاده را بنماید

۶- فرماندارعلاوه بر سیاست وکیاست، بایدشجاعت نیز داشته باشد.به اینکه حق وحقیقت را بگوید هرچند که به ضررخود وحزب وگروهش باشد. به اینکه به فرصت طلبان و فرصت سوزان توانایی" نه" گفتن داشته باشد و فرصت سازان را در کنار خود جای دهد. به اینکه اگردر امور اجرایی دچار خطا و اشتباه گردید از مردم معذرت خواهی نماید. به اینکه هر جا منافع مردم را در خطر دید با قلم  و قدم از آنها دفاع کند. به اینکه اگر متوجه شد دیگر توانایی انجام کار را ندارد از سمت وپستش کنار برود و او درهمه حال باید بداند که قیامت نزدیک است ومرگ نزدیک تر."

[ چهارشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1393 ] [ 9:16 قبل از ظهر ] [ وحیداوراز ]
[ شنبه بیست و سوم فروردین 1393 ] [ 7:32 بعد از ظهر ] [ وحیداوراز ]
 
به شب و پنجره بسپار كه بر می گردم

عشق را زنده نگــه دار كـه بر می گردم

بس كن این سر زنش "رفتی و بد كردی" را

دست از این خاطـره بردار كــه بر می گردم

دو سه روزی هم - اگر چند - تحمل سخت است

تكیــه كـــن بــــر تن دیــــوار كــه بر می گردم

بین ما پیشترک هر سخنــی بود گذشت

عاشقت می شوم این بار كه بر می گردم

گفته بودی دو سحر چشم به راهم بودی

بــــه همــان دیده بیدار كـــه بر می گردم

پرده ی تیره ی آن پنجره ها را بردار

روی رف آیینه بگذار كه بر می گردم

پشت در را اگر انداخته ای حرفی نیست

به شب و پنجـــره بسپار كــــه می گردم

[ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 ] [ 6:41 بعد از ظهر ] [ وحیداوراز ]
[ شنبه نوزدهم بهمن 1392 ] [ 8:39 قبل از ظهر ] [ وحیداوراز ]
[ سه شنبه بیست و ششم آذر 1392 ] [ 10:56 قبل از ظهر ] [ وحیداوراز ]
[ دوشنبه ششم آبان 1392 ] [ 8:59 قبل از ظهر ] [ وحیداوراز ]
[ جمعه نوزدهم مهر 1392 ] [ 1:21 بعد از ظهر ] [ وحیداوراز ]
[ یکشنبه سی و یکم شهریور 1392 ] [ 4:40 بعد از ظهر ] [ وحیداوراز ]
[ دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1392 ] [ 0:9 قبل از ظهر ] [ وحیداوراز ]
[ یکشنبه سیزدهم مرداد 1392 ] [ 12:8 بعد از ظهر ] [ وحیداوراز ]
[ شنبه بیست و دوم تیر 1392 ] [ 6:37 بعد از ظهر ] [ وحیداوراز ]
[ جمعه چهاردهم تیر 1392 ] [ 11:58 قبل از ظهر ] [ وحیداوراز ]
[ جمعه چهاردهم تیر 1392 ] [ 11:53 قبل از ظهر ] [ وحیداوراز ]
[ شنبه یکم تیر 1392 ] [ 1:27 بعد از ظهر ] [ وحیداوراز ]
[ دوشنبه سیزدهم خرداد 1392 ] [ 7:47 بعد از ظهر ] [ وحیداوراز ]

نگهبان گیسوانت می شوم،
                                        هردم که آزادش کنی از بند،گفتم
                                                                                         ولی آیا
                                                                                                 توانم آزاد باشم
                                                                                          زمانی که رها سازی
                                                                                          گیسوان همچو بندت را
                                                                                          به دور گردنم؟






 

[ سه شنبه هفتم خرداد 1392 ] [ 8:11 بعد از ظهر ] [ وحیداوراز ]
خوردم

            به چشمانت سوگند:

                                            "هرآنچه می بینم

                                             با تو تقسیم کنم"

ولی سوگند بر چشمانت

                                     که چشمانم

                                                       به غیر چشم تو

                                                                            چشمی نمی بیند...

[ سه شنبه هفتم خرداد 1392 ] [ 8:2 بعد از ظهر ] [ وحیداوراز ]
[ جمعه بیستم اردیبهشت 1392 ] [ 7:0 بعد از ظهر ] [ وحیداوراز ]
[ چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392 ] [ 10:15 قبل از ظهر ] [ وحیداوراز ]
[ دوشنبه دوازدهم فروردین 1392 ] [ 12:43 بعد از ظهر ] [ وحیداوراز ]
[ جمعه بیست و پنجم اسفند 1391 ] [ 6:57 بعد از ظهر ] [ وحیداوراز ]
[ جمعه بیست و پنجم اسفند 1391 ] [ 6:55 بعد از ظهر ] [ وحیداوراز ]
[ جمعه یازدهم اسفند 1391 ] [ 5:3 بعد از ظهر ] [ وحیداوراز ]
[ جمعه یازدهم اسفند 1391 ] [ 4:56 بعد از ظهر ] [ وحیداوراز ]
[ سه شنبه یکم اسفند 1391 ] [ 10:50 قبل از ظهر ] [ وحیداوراز ]
[ یکشنبه پانزدهم بهمن 1391 ] [ 10:46 قبل از ظهر ] [ وحیداوراز ]
[ جمعه یکم دی 1391 ] [ 4:41 بعد از ظهر ] [ وحیداوراز ]
[ پنجشنبه شانزدهم آذر 1391 ] [ 7:38 بعد از ظهر ] [ وحیداوراز ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

فرهنگی - ادبی - هنری -
مجله ی ادبی وحید اوراز بر آن است تا با نگرش دقیق و مدرن به ادبیات نوین و همچنین داستان کوتاه و نقد بالاخص نقد شعر و داستان کوتاه راهی دیگر بر دوستداران ادبیات ایران زمین بگشاید . انتظار دارد ما را با اندیشه هایتان همراهی نمایید. منتظرتان هستیم در آدرس:
ovraz-1355@hotmail.com
09141880889 و 09148563356
بک لینک فا